داود بن محمود القيصري
51
رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )
« كس ندانست كه منزلگهء معشوق كجاست * آنقدر هست كه بانگ جرسى مىآيد » از مقام ذات بحقيقة الحقائق و هويت مطلقه و حق مطلق و حقيقت كليه و متأخران از عرفا ، از آن بوجود لا به شرط مقسمى ، يعنى وجود مجرد از هر قيد ، حتى عن الاطلاق تعبير نمودهاند ، و بعضي از كمّل فرمودهاند : « قولنا ، انه موجود أو وجود ، للتفهيم ، لا انه اسم له » و في أحاديث اصحابنا الإمامية إشارات لطيفة في نفى الاسم عن الذات و الاسامى موضوعة للمقام الأحدية و الواحدية . تحقيق مشرقى بايد در اين بحث خوب تأمل نمود تا به مغزاى مرام أهل توحيد و تفريد رسيد و بدون تأمل و تحقيق و غور در اين قبيل از مباحث نبايد « 1 »
--> ( 1 ) - در عصر ما بدون التزام بشرائط هر علم و بدون تحصيلات عميق ، در هر فنى ، هر كس مىتواند اظهار نظر كند و هرگز كسى أو را ملامت نمىكند . فارغ التحصيل در دورهء ليسانس و دكترى در فلسفه چه بسا قادر به تجزيه و تحليل سطحى يك مسئله فلسفي نباشد ، قهرا اساتيدى از اين قماش نادر الوجود نمىباشد . أستاذ در أديان و عرفان سراغ دارم كه يك سطر از كتب ابتدائى عرفان را نمىتواند معنى كند و شايد يك صفحه قرآن را نيز نتواند قرائت نمايد . در ديگر فنون از علوم اسلامى نيز از اين سنخ مىتوان يافت . نمىدانم چه ايادى مرئى و نامرئى محيط ما را بدين بلايا مبتلا نمودهاند . -